احمد بن محمد ميبدى
196
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
( تفسير ادبى و عرفانى ) 41 - فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ . آيه . بدانكه در عالم رستاخيز ، بندگان خداى را مقامهاى گوناگون و كارهاى بزرگ در پيش است : اوّل - مقام دهشت و حيرت ، كه مردم در حضرت پروردگار بپاخيزند دوّم - مقام سؤال و اظهار حجّت ، كه براى گروهى گواهى آماده است . سوّم - مقام حساب و بازپرس ، كه در ترازوى عدالت كارهاى مردمان را سنجند . چهارم - مقام تميز و از هم جدا شدن ، كه گروهى به بهشت و گروهى به دوزخ روند . پنجم - مقام سياست و هيبت ، كه خداوند در محشر با نفخهء صور اسرافيل همه را حاضر كند ، در آن حالت همه سرافكنده و به كار خود درمانده ! گروهى روى به آدم كنند و گويند : اى كسى كه خداوند تو را به دست قدرت خود آفريد و با تو سخن گفت و مسجود فرشتگان ساخت ! باشد كه ما را شفاعت كنى ؟ آدم در جواب گويد : نه من مرد اين كارم ، كه در خود درماندهام ! برويد تا نوح شما را شفاعت كند ، آن گروه نزد نوح روند و از او همان جواب شنوند و به همينگونه نزد ابراهيم و موسى و عيسى روند و همه بر همان منوال جواب شنوند ! آنگاه همگى نزد مصطفى روند و شفاعت خواهند ، مصطفى گويد : من نزد عرش خدا به سجود روم ، از حضرت پروردگار ندا آيد اى محمّد چه خواهى ؟ و خود داناتر است بر آنچه مىخواهم و گويم خداوندا ، ما را وعدهء شفاعت دادى اكنون مىخواهم كه آنان را از دهشت و حيرت برهانى و كار برگزارى و حكم كنى . و خداوند شفاعت او را قبول و گويد : برو ميان آنان بايست ، تا ما در مقام برگزارى و رسيدگى برآئيم و حكم كنيم . ششم - مقام بازپرسى و اقامه دليل ، در آن انجمن بزرگ و عرصهء رستاخيز ، ابتدا خداوند از پيمبران پرسد كه : آيا شما دستورهاى مرا به مردم ابلاغ كرديد ؟ همگى از نوح تا ابراهيم گويند : پيغام را رسانيديم ليكن امّتها انكار كنند ! خداوند از پيغمبران گواهى خواهد ، آنان همگى امّت محمّد را گواه گيرند ! امّت محمّد از روى آيات قرآن تكذيبهاى آنان را گواهى دهند ، خداوند از محمّد گواهى براى صحت اظهارات امّت او خواهد ، محمّد گويد : آنچه گفتهاند آنست كه تو خود در قرآن در وصف امّت من فرمودى : كه شما بهترين امّتى هستيد كه مردم را به كار نيك امر و از كار بد نهى مىكنيد ، خداوند گواهى امت محمد را پذيرفته ، دوستان را مزد و ثواب و بيگانگان را كيفر و عقاب دهد . و خرابكاران مصداق اين شعرند . راستكارى پيشه كن كاندر مصاف رستخيز * نيستند از خشم حق جز راستكاران رستگار هفتم - مقام حسابرسى در برابر ترازوى عدل الهى ، در مرحلهء حسابرسى مردمان سه دستهاند : گروهى كه در نامهء كارهاشان نيكوكارى نيست ايشان يك سر به دوزخ سرازير شوند و گروهى كه در نامهء اعمالشان جز نيكوكارى و اطاعت نباشد آنان بىحساب يك سر به بهشت روند ، گروهى در اين ميان بمانند كه در دفتر كارهاشان ، هم نيكى است هم بدى هم طاعت هم معصيت ! كارهاى ايشان در ترازوى عدل بسنجند اگر كفّهء طاعت سنگينتر است كليد سعادت و پيروزى جاودان به دست آنان دهند كه آنان همگى رستگارند و اگر كفّهء معصيت سنگينتر است آنها هستند كه گرفتار خسران و زيان و سزاوار كيفر و عذابند . 43 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ . آيه . به نماز در حالت مستى نزديك نشويد ، آرى ، مستىها